 | خطر مصرف «ناس» و «پان» در مدارس جدي است ! |
گروه جامعه- شادي قندهاري: گسترس اعتياد در بين دانش آموزان در 9ماه اول سال 85 باعث دستگيري 378 نوجوان شده است.
اين خبري بود كه چندي پيش در مطبوعات و به نقل از مسؤولان وزارت آموزش و پرورش عنوان شد.
طي چند سال اخير وزارت آموزش و پرورش براي مبارزه با اعتياد فراگير در ميان نسلهاي نوجوان تلاش زيادي كرده است، اما عدم هماهنگي به موقع، اجرا نشدن طرحها و فقدان جديت آموزش دهندگان باعث ناكام ماندن اين طرحها شده است.
براي اطلاع بيشتر از اين وضعيت با حسين سليمان پور مقدم كارشناس ارشد روانشناسي و مشاوره در مراكز مشاوره و ترك اعتياد همچنين مشاور مدارس متوسطه در مركز مشاوره آموزش و پرورش به گفتگو نشستيم كه از نظرتان مي گذرد.
* آقاي سليمان پورمقدم! بحث اعتياد در مدارس تا چه حد جدي است و آيا تا به حال راهكاري براي آن لحاظ شده است؟!
** شايد آمار دقيقي از شيوع اعتياد در مدارس نداشته باشيم، اما نمي توان آن را انكار كرد. به خصوص در مقطع راهنمايي و متوسطه اين مسأله وجود دارد. از آن جا كه من در مركز ترك اعتياد هم مشغول به كار هستم. شاهدم معتاداني براي ترك مي آيند اكثراً معترفند كه از دوره متوسطه شروع كرده اند و اين زنگ خطري است كه چندين سال به صدا در آمده است، ولي ما راهكارهاي منسجم را براي مقابله و پيشگيري انجام نداده ايم.
كارهايي در آموزش و پرورش و بهزيستي براي پيشگيري انجام مي گيرد، اما اين طرحها موقتي و در حد يك قرص مسكن است، تازه همين طرحها هم خيلي نا هنگام ارايه مي شود. مثلاً طرح مدرسه «مروج سلامت»، «آموزش مهارتهاي زندگي» و كارگاههاي آموزشي كه براي دانش آموزان مي گذارند، طرحهاي خوب است، اما زمان اجراي آنها هم شرط است. آيا اجراي اين طرح در حال حاضر، دير نيست، چند وقت ديگر عيد و بعد هم كلاسها به صورت فشرده است و تعطيلات تابستان شروع مي شود. خوب بود كه اين طرحها را در تابستان به معلمان آموزش مي دادند و قبل از شروع مدارس كتابهاي آن منتشر مي شد و حداقل تا اواخر مهر طرحها شروع مي شد.
* يك سري باورهايي وجود دارد كه باعث مي شود نوجوانان ناخواسته به سوي استفاده از مواد مخدر روي بياورند، اين باورها چيست؟
** گاهي اوقات باورهاي غيرمنطقي كه همراه مصرف مواد است، مثلاً مي گويند يك يا دو بار استفاده هيچ مشكلي ايجاد نمي كند و نوجوان احساس مي كند هر وقت كه بخواهد مي تواند مواد را كنار بگذارد، در صورتي كه اين باور غلط مي تواند آنها را به سمت اعتياد سوق بدهد. بحث ديگري كه بسيار مهم است، اعتياد به اينترنت است. از نظر ما بازيهاي رايانه اي و اينترنتي يك مخدر قوي است و بچه هاي ما را تهديد مي كند. پس اين هم راهكارهاي خودش را مي خواهد و اگر بخواهيم از معضل شيوع مواد مخدر در ميان دانش آموزان جلوگيري كنيم بايد به صورت سيستماتيك عمل كنيم خانواده و دانش آموزان با هم تحت پوشش طرحها باشند چرا كه در برخي از خانواده ها استفاده از مواد مخدر به صورت هنجار درآمده است. مثلاً برخي در مراسم عروسي و يا عزا از آن استفاده مي كنند كه اينها را بايد حتماً مد نظر قرار داد.
* شما از بسترهايي كه باعث روي آوردن به مواد مخدر مي شود صحبت كرديد، اما بايد ديد چه عواملي باعث روي آوردن دانش آموزان به مواد مخدر مي شود؟
** اگر بخواهيم آسيب شناسي كنيم و علتها را روشن كنيم، بايد گفت كه يكي از علتها خانواده است. وقتي خانواده نمي تواند نوجوان را درك كند و مثلاً پدر با نوجوان درگيري دارد و وي را از منزل بيرون مي كند، وقتي خانواده الگوي مناسبي نيست و پدر، در مقابل بچه ها، مواد مخدر مصرف مي كند. والدين با هم جر و بحث دارند و خانواده آرامش كافي و لازم را ندارد، بچه ها براي اينكه به آرامش برسند از خانه فراري هستند. وقتي نوجوان از خانه بيرون مي زند، احتمال اينكه در معرض مواد مخدر قرار بگيرد، زياد است. پس دانش آموزاني كه استرس بيشتري در خانواده دارند، احتمال بيشتري براي مصرف مواد مخدر هم دارند كساني كه قدرت ابراز وجود را ندارند و نمي توانند «نه» بگويند هم بيشتر در معرض خطرند. حتي درمدرسه هم اگر دانش آموز تحقير شود يا اخراج شود مي تواند عامل مؤثري براي روي آوردن دانش آموز به اعتياد باشد. علاوه بر آن، تنبيه بدني دانش آموز هم در مدرسه بسيار اثر سويي دارد به ياد داشته باشيم كنجكاوي، يكي از ويژگيهاي بچه هاست و به جرأت مي توان گفت كه از يكصد دانش آموز، هشتاد نفر آنها حداقل يك بار سيگار، ناس و انفيه را تجربه كرده اند. اما آنهايي كه استفاده از اين مواد را ادامه مي دهند مشكلات خانوادگي بيشتري دارند و دنبال آرامش هستند، اما آن را نه در خانواده و نه در مدرسه پيدا نمي كنند. پس بسترهاي اعتياد هم در خانواده و هم در مدرسه مي تواند باشد.
* بيشتر موادي كه در ميان قشر نوجوان و جوان استفاده مي شود چه چيز است؟
** البته، شايد استفاده از مواد مخدر را به صورت صريح و واقعي نداشته باشيم. اما آنچه بيشتر مصرف مي شود، حشيش است كه در داخل سيگار مصرف مي شود و ديده هم نمي شود، شايد هم ترياك را به صورت بلع (خوردني) استفاده بكنند. همچنين مواد ديگري از جمله مشروبات الكلي هستند كه عموماً در مجالس مختلف برخي از نوجوانان و جوانان از آنها استفاده مي كنند و نگراني من بيشتر از زمينه هاي مصرف مواد است، همچنين نحوه مصرف آن، مثلاً دانش آموز، ناس را زير زبانش مي گذارد و به مدرسه مي آورد و يا انفيه و ديگر مواد را همراه خود مي آورد تا در مدرسه با دوستان خود در جايي مثل دستشويي استفاده كند.
* شما از انفيه صحبت كرديد، آيا موادي چون انفيه و ناس هم اعتياد مي آورند؟
** البته؛ شايد مصرف اين مواد در دفعات اول و دوم باعث اعتياد نشود، اما مي تواند زمينه و بستر را فراهم كنند. نوجوان به محض آن كه به استفاده از انفيه و ناس عادت كرد هرچند مخدر آنها پايين است، اما به تدريج زمينه روي آوري به ديگر مواد هم فراهم مي شود مثلاً استفاده از قليان ميوه اي در ميان نوجوانان متداول است، طبيعي است كه دانش آموزي كه قليان مي كشد، اگر مواد مخدر هم در كنارش باشد استفاده مي كند، درواقع چنين نوجواني پذيرش بيشتري براي استفاده مواد مخدر دارد تا كسي كه قليان استفاده نمي كند.
* اعتياد دانش آموزان اسپانيايي باعث شد تا اخيراً دولت اين كشور دست به ابتكار بسيار جدي زده و سه هزار پليس را به همراه سگهاي تربيت شده به ميان دانش آموزان فرستاده و كساني را كه با خود مواد مخدر به مدرسه آورده اند شناسايي كرده و آنها را بازداشت مي كند آيا شما به عنوان يك روانشناس و فردي كه درخصوص ترك اعتياد دوره هاي روان درماني مي گذاريد، چنين روشي را تأييد مي كنيد؟!
** ما چنين كاري را در ابتداي انقلاب انجام داديم، حبس كرديم، جزيره برديم، اما اينها كار فرهنگي نيست، كار فرهنگي اين است كه آموزش مهارت زندگي را جدي بگيريم و آن را در خانواده ها كار كنيم، با معلمان صحبت كنيم، در كتابهاي آموزشي بگنجانيم. بايد ديد كه انرژي زيادي كه دانش آموز در مدرسه دارد را چگونه مي توان به راه درست هدايت كرد و از آن بهره برداري مناسب نمود. بايد مكانهايي را براي تخليه انرژي دانش آموز فراهم كنيم. متأسفانه ما هميشه براي درمان هزينه مي كنيم. يعني كانون اصلاح تربيت تأسيس مي كنيم، مرزها را نوار مي كشيم، افراد نيروي انتظامي را افزايش مي دهيم آنها را آموزش مي دهيم و اسلحه فراهم مي كنيم، اما هيچ موقع پيشگيري نمي كنيم، آيا تا به حال ساعتي را براي خنده دانش آموزان اختصاص داده ايم، يا مركزي را ايجاد كرده ايم كه بچه ها هفته اي دو ساعت به آن جا رفته و شوخي كنند و بخندند تا تخليه انرژي شوند. وقتي ما چنين مكانهايي را نداريم، طبيعي است كه بچه ها از خانواده هاي پرجمعيت با مشكلات زياد وارد مدرسه مي شوند و اين راه نيست كه كيفهاي آنها را بگرديم، چون سرانجام اگر در مدرسه نتوانند در جاي ديگري اين كار را انجام مي دهند. به عقيده من، بهترين راه مبارزه، كار فرهنگي است و كشوري كه كار فرهنگي مي كند نياز به «هنگ» ندارد.
* اين طرح فرهنگي كه شما مي گوييد، چيست؟ و آيا برنامه خاصي براي از بين رفتن اعتياد در ميان مدارس داريد؟
** چند سال است كه در آموزش و پرورش چند طرح به طور موازي براي مبارزه با اعتياد در مدارس پياده مي شود. يكي طرح مدرسه «مروج سلامت» است. اين طرح بسيار خوبي است و روي آن واقعاً كار شده، من هم چند دوره آموزش ديدم و آن را اجرا كرديم يا طرح آموزش «مهارتهاي زندگي» كه كتابهاي آن از دوره ابتدايي آمده است و معلمان آموزش مي بينند تا اجرا كنند. ولي متأسفانه ما سيستمي عمل مي كنيم و طرح را دير اجرا مي كنيم. الان كتابهاي طرح آموزش مهارتهاي زندگي در دوره ابتدايي تازه توزيع مي شود و تا به دست معلم برسد عيد شده است، عيد هم مدارس تعطيل است و بعد از آن هم اين كتابها به فراموشي سپرده مي شود. معلمي كه آموزش مي بيند سال بعد در اين كلاس نيست، پس آموزشهايي كه ديده است به هدر مي رود يا در دوره متوسطه هم كه طرح «مروج سلامت» اجرا مي شود، تازه آموزشها از بيست روز پيش شروع شد و با اين حال آموزشها هم دقيق نيست و خيلي از منابع در دسترس همكاران و دانش آموزان نيست. اگر قرار است اين طرح درست اجرا شود بايد دقت و جديت بيشتر شود و منابع در اختيار والدين هم قرار گيرد و معلمان حتماً آموزش ببينند و مهمترين ركن اين است كه وقتي طرح اجرا شد، ببينيم كه نتيجه آن چه شد و آيا اصلاً مؤثر بوده است و به عبارتي مهارتهاي زندگي چه تغييري در زندگي دانش آموزان ايجاد كرده است. من راهكار اساسي را آموزش دقيق و به موقع مهارتهاي زندگي، به خصوص مهارت مشكلات موجود، حل مسأله، تفكر انتقادي مي توانند مؤثر باشند.
* مهمترين مسأله اي كه دانش آموزان بايد بدانند آثار سويي است كه اعتياد در سنين كم بر روي جسم و روان فرد در سنين بالاتر مي گذارد. به عقيده شما، اين آثار سوء چيست؟
** شايد مواد مخدر در ابتدا يك سري آثار مثبت و خوبي (امالحظه اي) را براي مصرف كننده داشته باشد شايد دقت و تمركز بيشتر شود و حتي انرژي بيشتري براي مطالعه داشته باشند، اما آيا واقعاً هميشه به همين صورت است. ما كه دست اندركاريم مي دانيم كه اين طور نيست مصرف مقدار محدود ترياك به تدريج افزايش مي يابد و اين تبديل به مواد مخدر قوي تري مي شود كه روي جسم و روان آنها اثر سوء مي گذارد. در اجتماع پذيرفته نخواهند شد و زير سؤال هستند، چهره هاي خرابي خواهند داشت اينها افراد عصبي هستند مواد مخدر مثل سنگي است كه در آب مي اندازيد و موج ايجاد مي كند كه موج اول مصرف مواد مخدر است، اما موجهاي بعدي اختلالات شخصيتي، رواني و خانوادگي است علاوه بر آن مصرف مواد مخدر به تدريج به مغز شخص هم آسيب مي زند. در حالت طبيعي مغز انسانها آندروفين ترشح مي كند كه خود ماده مخدر است و ما خيلي از دردها را متوجه نمي شويم. حال اگر شخصي از مواد مخدر استفاده كند، مغز به كار اصلي خود نمي پردازد و آندروفين ترشح نمي كند و در هر مصرف مواد مخدر به خصوص در مصرف الكل، صدها هزار سلول عصبي خود را از دست خواهد داد. همين باعث مي شود تا اختلالاتي در تمركز و حواس ايجاد شود و فرد زود عصباني مي شود. مثل اين است كه يك تكه گوشت را آويزان كنيد و مرتب به آن دود بدهيد، آن گوشت بعد از چند وقت چه حالتي پيدا مي كند، مغز هم اين طور است.
* با توجه به اينكه دانش آموزان در سنين رشد هستند و دوران بلوغ را طي مي كنند احتمال دارد كه آثار سوء مواد مخدر بيش از سنين بالاتر به آنان صدمه بزند؟
** به هرحال طبيعي است كه آسيبهايي كه مواد مخدر قبل از رشد ايجاد مي كند بيشتر از آثار آن بعد از رشد است و چه بهتر كه خانواده ها و مربيان و معلمان در مدارس، نوجوانان را نسبت به صدمات مواد مخدر در اين دوران آگاه كنند.
روزنامه قدس - 24/11/85
|
|
|
|
| |
| لینکهای مرتبط |  |
| امتیاز دهی به مطلب |  |
امتیاز متوسط : 5 تعداد آراء: 2

| |
| انتخاب ها |  |
|